Tuesday, May 15, 2012

مرگ

این چند وقته که یه سری فایل های صوتی از سهراب سپهری و حسین پناهی دستم اومده بود یه چیزی ذهنمو مشغووول کرد اساااسی
مردن این آدم ها
همشون نسبتن زود مردن مثلا 50-60
از مرگ هیچ کدومشون اطلاع دقیقی ندارم که در اثر چی بوده
ولی راحت مردن به نظرم
یه چند تا از شعراشون کاملا جوریه که به همه چی قشنگ نگاه می کنن
به نظرم هر چی سن می ره بالاتر سخت تر جوون می دن آدم ها
بعدش داشتم اینو در مورد خودم می دیدم
چرا زود نباید بمیرم
لااقل آدمای بیشتری گریه می کنن برام
کسی نمی گه سر خیلیا رو کلاه گذاشت
حال خیلیا رو گرفت

"الان" مردن زود برام نقطه ی ضعف نیست حتی دوستش دارم(نه اینکه بگم وضعیتم خیلی خوبه اگر برم ها!!)
دیدی یکی که سنش زیاده می میره مردم چی می گن
مثلا 90 سالشه:خب دیگه عمری کرده بوده دیگه حالا اونی که توی دلشون بگن باز ازین بدتره احتمالا
حالا یکی مثلا 40 می میره می گن آخی طفلکی زود مرد که
کلی هم غصه دار می شن براش

البته از حرف تا عمل فاصله زیاااااده ها
اگه بخوام تصمیمی بگیرم نمی خوام زیاد دست و پام گیر بیفته تو این دنیا
زودتر برم زوودترم می رسم  :) 


Sunday, May 13, 2012

امروز ازون روزایی بود که بعدا توی آینده یادم نخواهد رفت
یه تصمیم گرفتم در حد تصمیم کبرا
باید خیلی سرگرمیام رو کنار بذارم براش
ولی ارزشش رو داره
کنار می ذارم
:)

Saturday, May 12, 2012

اگر یزید روزنامه میداشت فردای عاشورای سال ۶۰ هجری چه می نوشت

سرمقاله:

خروش امت خدايي سرزمين اسلام ، ديروز يکبار ديگر امواج سهمگين فتنه اخير را در هم پيچيد !!

ديروز صحرای کربلا ، شاهد حماسه حضور هزاران سرباز عاشق خليفه مسلمين بود که در چشم بهم زدني طومار فتنه گران را در هم پيچيدند.سربازان عاشق خلافت چنان درسی به فتنه گران دادند که تا سالهای سال ديگر کسی به فکر ضديت با اصل خلافت نيافتد

شعار غالب ديروز در صحرای کربلا " مرگ بر ضد خلافت يزيد" بود که از حنجره سربازان رشيد اسلام ، آسمان سرزمين اسلام را شکافت و به عرش اعلی رسيد و فرشتگان نيز با اين شعار آسمانی همراهی کردند : 

سرباز رشيد اسلام "شمرابن ذی الجوشن" که از مدارای بيش از حد خليفه مسلمين با سران فتنه که از سر بزگواری مقام عظمای خلافت ناشی می شد صبر انقلابی اش به سر آمده بود ، تير خلاص را بر پيکر اين فتنه اخير وارد آورد !!

بازماندگان فتنه اخير نيز از سر استيصال و در ماندگی به تبليغات انحرافی از وقايع اين روز روی آورده و با بزرگنمايي ، وقايع غير واقعی از حوادث ديروز به خبرگزاری ها و روزنامه های ديگر مخابره کردند و اين لزوم برخورد بيشتر و جدی تر با بازماندگان فتنه را نمايان می کند.

سران فتنه که پايگاه واقعی مردمی خود را ديروز مشاهده کرده بودند (حدود 72 نفر که با محاسبات انجام شده توسط تيم کارشناسی روزنامه اين عدد غير واقعی است و تعداد واقعی آنها حدود 5 تا 6 نفر بوده است) نشان دادند که لجاجت و خيره سری مي تواند تا بدانجا پيش رود که در مقابل خيل عظيم و حضور ميليونی عاشقان خلافت نيز حاضر به عقب نشينی و توبه نشدند.علی رغم دعوت به بازگشت به آغوش ملت که با بزگواری از طرف مقام عظمای خلافت مطرح شد ، سران فتنه حاضر به قبول اين دعوت بزرگوارانه نشدند.

آنها راه خود را از ملت جدا کردند و کسی که در مقابل ملت و خلافت قرار گيرد سرنوشت محتومش شکست و حذف از گردونه تاريخ است.مقام عظمای خلافت بارها سران فتنه را به رعايت قانون و پيروی از قانون فرار خواند و از آنها درخواست کرد که خواستهای و اعتراضات خود را از طريق مراجع قانونی و امرا و فرماندهان مقام عظمای خلافت وقضات امين پيگيری کنند ولی گوش سران فتنه بدهکار نبود و هيچگاه خود را ملزم به رعايت قانون نکردند.

ملت اسلام نشان دادند که نخواهند گذاشت ميراث جاودانه رسول خدا ، آن استوانه تقوی و واسطه فيض الهی ، توسط عده ای آشوبگر و فريب خورده به بازی گرفته شود. امروز مقام عظمای خلافت جانشين راستين رسول خدا ، محمد مصطفی ، است و هر کس با مقام عظمای خلافت مقابله کند در حکم مخالفت و محاربه با رسول خدا و هر کس با رسول خدا مخالفت و محاربه کند در حکم محاربه با خدا و سزايش قتل به دست فرزندان امت اسلام است.

تدبير مقام عظمای خلافت نشان داد که صرف داشتن نسبت خانوادگی با رسول خدا نمی تواند عاملی باشد که عده ای آشوبگر و اغتشاشگر با استفاده از اين حربه در صدد نابودی دين خدا و رسول خدا باشند.

عده ای از سياسيون ورشکسته نيز با اظهار نظرهای خود و نيز اظهار نظر نکردن خود سعی دارند که اوضاع سرزمين اسلام را بحرانی نشان دهند در حاليکه اوضاع مملکت آرام است و بحمدالله و زير سايه مقام عظمای خلافت اوضاع مملکت آرام است و روز بروز بر عزت اسلام و مسلمين افزورده می شود.گر چه به قول مقام عظمای خلافت اگر فتنه گری اخير نبود اوضاع مملکت از اين هم که هست بهتر می بود.

در هر حال اکنون که به همت حضور ميليونی مردم غيور طومار فتنه در هم پيچيده است بر همه مردم است که وحدتی حول مقام عظمای خلافت شکل گيرد تا بتوان با فتنه های خارجی و داخلی بهتر و بيشتر برخورد کرد.

يازدهم محرم 60 - شام


نمی دونم جی باعث این همه تفاوت بین من و خونوادم شده
چه دیدگاه چه طرز زندگیم چه منطق 
خیلی چیزایی که من می بینم اونا نمی بینن
و بالعکس

ولی تفاوت هامو دوس دارم شاید برای این که نمی خوام مثل اونا باشم اینو می گم

نمی دونم شاید برای دبیرستانم باشه
ولی دقیق تر که می بینم این اختلافا از بچگیم بودن
درسته اون موقع رووم نمی شد بگم ولی بود همیشه تو ذهنم

مثلا از همون بچگیم چون هی به زووووور می گفتن نماز از بچگیم ازین کار بدم میومد
چون هر چی فکر می کردم نمی فهمیدم وقتی نمازی می خونم که اصلا درکی ازش ندارم چرا باید


نمی گم این چیزا خوبن ها این اختلاف
!!!ولی من عوض بشو نیستم


یه چیزو از بچگیم عادت کردم بهش
تنها زندگی کردن
همیشه همه چیو توی خودم می ریزم
شاید برای این که همیشه افکارم 180 درجه با آدم های دورو برم فرق می کنن
البته یه پسر عمه دارم چند سالی از من بزرگتره با اینکه نوع افکارش کاملاااا با من تفاوت داره
چه از جبهه ی سیاسی که کاملا متفاوتیمو جزو بسیج هستو اینا چه از جهات دینی
ولی همیشه از بچگیم راحت با هم صحبت می کردیم منظورم از راحت راحت در طرز فکر هستش
همیشه به داداشش حسودی می کردم که تا جایی که می دونم اون هم رابطش عمیق نیست با برادرش
نمی دونم شاید همه سعی می کنیم خارج از خونواده خودمون رو خووب نشون بدیم
ولی خب خوبیه این آدم این بود می شد باهاش صحبت کرد


گاهی به مامانم که می گم مثلا می خوام این کارو بکنم فقط به خودم مربوطه می گه روبات نیستیم که به هم کاری نداشته باشیم
ولی به نظرم کاش روبات بودیم
لا اقل تکلیف خودمون معلوم بودش


شاید بگی این چیزا که من می گم نباید اینجا بگم
ولی جایی هست که من می خوام بریزم بیرون اینجا
   قبلا اصلا با شعر و سهراب و اینا حال نمی کردم
تا اینکه یه برنامه پیدا کردم برای اندروید
کتاب صدای پای آب سهراب با صدای خسرو شکیبایی 
نمی دونم شاید واسه ی علاقم به صدای خسرو شکیبایی باشه
چون صداش خیلی دوس دارم
ولی اساسی دل چسب شد

همه چیو قشنگ نگاه کرده سهراب
درسته خیلی چیز هاش رو من نمی فهمم
یعنی این نظمشو که اصلا شاید نظمی وجود نداشته باشه
بی نظمیش نظمش باشه
sohrab sepehri سهراب سپهری

Thursday, May 10, 2012

نمی دونم بعدا که اینارو بخونم یادم می مونه یا نه
ولی خب می گم
امسال باز می خوام کنکور بدم
آزاد 
 سال پیش سوتی دادم سنگییین فکر می کردم علوم تحقیقات قبول شدم آخه زده بود انتخاب اول دیگه دقت نکردم چی چی زده
تا خود دانشگاه رفتم بعدش اونجا گفتن کجا اومدیو اینا
ازون وقتا بود که می خوام آب شم برم تو زمین
به هر حال هرچی هست زیاد درس نمی خونم باید بخونم ولی نمی شه
ولی لذت بخشه وقتی می شینم سر درس ولی خب مسوله اینه که نمی شینم زیاد
سال پیش یکی بهم می گفت دانشگاه آزاد فحش می دادم
ولی خب الان خودم آزادم
خوبه اینم بد نیس ولی دانشگاه ما زیاد دلچسب نیس
:(

شروع

سلام


یه چند وقتی بود تو فکر این کار بودم 
این که بنویسم
هیچ وقت ادبیات خوبی نداشتم
از اینم به عنوان یه صفحه ی کاغذ می خوام استفاده کنم
یه صفحه کاغذ برای خط خطی کردن
هر چی میاد تو ذهنم می نویسم
که معمولا بخش عمده ایش چرندیاتن 
ولی هستن برای خودم
همونطوری که هستم بازم برای خوم
پس اصلا انتظار ندارم کسی بخواد ازش خوشش بیاد یا نیاد

بیشتر از همه یکی از دوستام که اونم بلاگ داشت این فکر و نا خداگاه شاید هم خودآگاه
تو ذهنم انداخت که اسم بلاگ رو هم از اسمش برداشتم 
دیدم اسم جالبیه

هنوزم ازین بلاگر کامل سر در نیاوردم واسه همین تم مم تعطیله