این چند وقته که یه سری فایل های صوتی از سهراب سپهری و
حسین پناهی دستم اومده بود یه چیزی ذهنمو مشغووول کرد اساااسی
مردن این آدم ها
همشون نسبتن زود مردن مثلا 50-60
از مرگ هیچ کدومشون اطلاع دقیقی ندارم که در اثر چی بوده
ولی راحت مردن به نظرم
یه چند تا از شعراشون کاملا جوریه که به همه چی قشنگ نگاه
می کنن
به نظرم هر چی سن می ره بالاتر سخت تر جوون می دن آدم ها
بعدش داشتم اینو در مورد خودم می دیدم
چرا زود نباید بمیرم
لااقل آدمای بیشتری گریه می کنن برام
کسی نمی گه سر خیلیا رو کلاه گذاشت
حال خیلیا رو گرفت
"الان" مردن زود برام نقطه ی ضعف نیست حتی دوستش
دارم(نه اینکه بگم وضعیتم خیلی خوبه اگر برم ها!!)
دیدی یکی که سنش زیاده می میره مردم چی می گن
مثلا 90 سالشه:خب دیگه عمری کرده بوده دیگه حالا اونی که
توی دلشون بگن باز ازین بدتره احتمالا
حالا یکی مثلا 40 می میره می گن آخی طفلکی زود مرد که
کلی هم غصه دار می شن براش
البته از حرف تا عمل فاصله زیاااااده ها
اگه بخوام تصمیمی بگیرم نمی خوام زیاد دست و پام گیر بیفته
تو این دنیا
زودتر برم زوودترم می رسم
:)